پرصلابت و استوار همچون سرو
صبح روز سه شنبه چهاردهم بهمن ماه، خبررسید که همکار بازنشسته جناب آقای«ابوالفضل جهانگیری» در بیمارستان ایرانمهر تهران بستری شده است. چندسالی از آخرین ملاقات مان می گذشت، تصویری که همچنان از او در خاطر داشتم، مردی را نشان می داد قبراق و استوار و فعال و پرتلاش، آقای جهانگیری همواره با صدای رسا سخن می گفت و کلمات در جملات او به درستی بیان می شد.

در سوگ همکاردریادل، شاد روان ابوالفضل جهانگیری

پرصلابت و استوار همچون سرو

قربان محمدی

صبح روز سه شنبه چهاردهم بهمن ماه، خبررسید که همکار بازنشسته جناب آقای«ابوالفضل جهانگیری» در بیمارستان ایرانمهر تهران بستری شده است.

چندسالی از آخرین ملاقات مان می گذشت، تصویری که همچنان از او در خاطر داشتم، مردی را نشان می داد قبراق و استوار و فعال و پرتلاش، آقای جهانگیری همواره با صدای رسا سخن می گفت و کلمات در جملات او به درستی بیان می شد.

همکاری عزیز و دوست داشتنی که مهرش به دل خیلی ها نشسته و به گردن سازمان بنادر حق بسیاری داشت. قدیمی ترها خود را وامدار او می دانند و ما نیز وظیفه خود دانستیم اینک که به بستر بیماری افتاده، از سر قدردانی و دلجویی به دیدارش برویم، شاید این فرصت دیگر تکرار نشود!.

حدود ساعت 00/14 همانروز به اتفاق دو عزیز بازنشسته، آقایان حبیب اکبری ( مدیرعامل شرکت افق ) و مجید گرگپور ( عضو هیئت مدیره کانون مرکز ) به سوی بیمارستان براه افتادیم و سراغ وی را گرفتیم.

در بدو ورود به اتاق، دوستان دیگری را دیدیم که به ملاقاتش آمده بودند. با دیدن ما اشک در چشمانش حلقه زد. نگرانی در چهره اش موج می زد. رویش را بوسیدیم و به وی دلداری دادیم.

از کسالت اش پرسیدیم و اینکه چگونه به چنین حالی افتاده است. زبان به گلایه باز نکرد و لحظات را تنها با ذکر خاطرات خوش گذشته سپری کرده و ساعتی را با خنده و لبخند گذراندیم و . . .

 او نیز با ما خندید و درد را شاید برای دقایقی به فراموش سپرد.

در جمع دوستان و همکاران قدیمی روحیه ای تازه کرد و سخن می گفت، ما شنونده بودیم و او سخنران. حافظه خوبی داشت و شناسنامه حرفه ای همه حاضرین را یک به یک مرور کرد و در آخرین جمله ماندگارش گفت:"قدر خودتان را بدانید، این زندگی دوباره تکرار نخواهد شد".

با تغییر رخسارش فرصت را غنیمت شمردم و چند عکس یادگاری با گوشی موبالم انداختم. غافل از آنکه این ملاقات آخرین دیدار مان با وی خواهد بود و این عکس آخرین یادگاری از وی!

ظاهرا حالش بهتر شده بود، نخواستیم مزاحم استراحت اش شویم. اجازه خروج خواستیم و برایش طلب عافیت نمودیم. او را به خدا سپرده و از بیمارستان خارج شدیم.

آسمان تهران ابری بود و هوا آلوده، ابرهایی که عقیم بودند و هوایی که سلامت مردم را تهدید می کند.

چند روز از این ملاقات گذشت و اتفاقی که تصورش برای مان بسیار مشکل بود، رخ داد. خبر فوت همکار بازنشسته آقای ابوالفضل جهانگیری رسید، و برای آن مرحوم چه سخت گذشت که در بستر بیماری چشم انتظار دیدن مسافران خود باشد.

 دل مان به درد آمد و بی اختیار چشمانمان خیس شد؛" انسانی والا که به دیار باقی شتافت."

 آسمان تهران باز هم ابری بود اما اینبار در حال بارش و شاید دست تقدیر که پایان زندگی عزیز دیگری را اینگونه رقم زده، سوگش را به نمایش می گذاشت. روانش شاد.

۱۹ اسفند ۱۳۹۳ ۱۳:۴۷
روابط عمومی و امور فرهنگی صندوق |
کد خبر : ۳۱,۸۶۰
کلیدواژه ها: جهانگیری 

ارسال نظرات

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید