اختصاص یدک کش جدید به بندر امام(ره) برگزاری موفق مانور اطفاء حریق به صورت دستی در بندر بوشهر واگذاری فرصت های سرمایه گذاری از طریق مزایده/ تاکید بر حل چالش های سرمایه گذاران در بنادر با نگاه بلندمدت و حفظ منافع ملی و درچارچوب اقتصاد دریامحور/ سرمایه گذاری 19 هزار میلیاردی بخش خصوصی در بندرامیرآباد صدور مجوز ساخت اسکله گردشگری در بندر ماهشهر مانور موفق اطفای حریق مخازن مایعات نفتی در مجتمع بندری انزلی تعیین تکلیف 30 کانتینر بلاتکلیف در بندر بوشهر آغاز شد بررسی و شناسایی عوامل آلودگی ساحل کنگان ادامه دارد منابع مالی؛ حلقه مفقوده زنجیره تامین نیروی انسانی حمل‌ونقل دریایی/ ضرورت حمایت ویژه مجلس در تسهیل جذب نیرو سازمان بنادر تکریم و معارفه مدیرکل بنادر و دریانوردی هرمزگان برگزار شد/ضرورت هم افزایی ارگانهای دریایی در بزرگترین استان ساحلی ایران/ بسترسازی برای گسترش زیربناهای بندرگاهی و پسکرانه‌ای "دیپلماسی اقتصادی" سیاست‌ راهبردی دولت در تجارت بین المللی/ نقش کلیدی بنادر کوچک در تامین معیشت ساحل‌نشینان/ ضرورت ارتباط هوشمندانه سازمان‌های همکار در ترانزیت کالا
حکایت روزهای رفته
«قاسم جابری»با نزدیک به 75سال سن یکی از قدیمی‎ترین کارکنان سازمان است که از سال 1363به جرگه بازنشستگی وارد شده است. او که جزو نیروهای تحصیلکرده و متخصص سازمان محسوب می‏شود، در اکثر بنادر حضور موثر داشته و منشا خدمات بسیاری بوده است.

بازنشسته ای که با خاطرات خوش سازمانی زندگی می‎کند
حکایت روزهای رفته
 
«قاسم جابری»با نزدیک به 75سال سن یکی از قدیمی‎ترین کارکنان سازمان است که از سال 1363به جرگه بازنشستگی وارد شده است. او که جزو نیروهای تحصیلکرده و متخصص سازمان محسوب می‏شود، در اکثر بنادر حضور موثر داشته و منشا خدمات بسیاری بوده است.


تجربه مدیریت اثربخش در 2 دوره پرتلاطم و حساس تاریخ معاصر کشورمان،یعنی دوران انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی، به تنهایی انگیزه کافی برای شنیدن حرفهای او را ایجاد می کند. او که اینک به عشق زن و فرزند و نوه دوست داشتنی اش، در هلند زندگی می‎کند،برایمان  ازسالهای کاروتلاش می گوید و اینکه چه میزان از پیشینه شغلی‎اش در سازمان بنادرودریانوردی احساس رضایت می‏کند. به زعم آقای جابری بازنشستگی برای او نه تنها ملال‌آور نیست بلکه فرصت جدیدی برای کسب تجربه های جدید است.
 
ماجرای استخدام

سال 1343 تازه تحصیلاتم به پایان رسیده بود که متوجه شدم وزارت کار نیرو جذب می‌کند، به همین دلیل برای شرکت در آزمون استخدامی آن ثبت‌نام کردم. همزمان با این اتفاق در خیابان نادری (جمهوری فعلی) با چند نفر از دوستان دوران دانشجویی ام‌ قدم می‎زدم، که یکی از آنها گفت سازمان بنادروکشتیرانی  هم نیرو استخدام می‌کند. با شنیدن این خبر معطل نکردم و همان لحظه وارد ساختمان سازمان بنادر شدم که در همان نزدیکی بود.
به کارگزینی سازمان مراجعه کردم و آنها هم به من این فرصت را دادند تا در مصاحبه استخدامی شرکت کنم.خوب یادم می آید که مهندس«قوامیان»، معاون فنی وقت سازمان بنادروکشتیرانی به صورت کتبی و شفاهی با من مصاحبه کرد. در مصاحبه پذیرفته شدم و چند روز بعد رسما استخدام شده و کارم را در سازمان آغاز کردم. پست اولم کارشناس مکانیک بود اما بعد از مدتی کوتاه به ریاست اداره مکانیک در سازمان مرکزی منصوب شدم. 2 سالی نگذشت که با عنوان معاون فنی به بندر امام خمینی(ره) منتقل شدم.
 
انتقال به بندر 

شرایط  زندگی در بندر امام(ره) مناسب نبود و امکانات سطح پایینی داشت. مثلا آب شرب نداشت و آب شیرین را توسط قطار آنهم از اهواز می‌آوردند تا میان اهالی تقسیم کنند. آب را برای تسویه در ظرفی به نام«حبانه» می ریختیم و زیر آن سطلی قرار می‎دادیم تا آب صاف شده، تخلیه شود، سپس آنرا جوشانده و مصرف می کردیم.
البته سالها بعد به کمک شرکت آب دارخوین آب لوله‌کشی به این بندر هم آمد. از آن به بعد تامین آب شیرین راحت‌تر شد.
تامین برق هم شرایط خوبی نداشت. 6 نیروگاه‌های ژنراتوری برق اداره بندر و کمپ را تامین می‌کردند. وقتی هوا گرم می‌شد آن ژنراتورها هم مشکلاتی برای بندر و کمپ پیش می‌آوردند. با این حال بعد از 2 سال شبکه سراسری به بندر رسید و مشکل برق مان هم تا حدودی رفع شد.
اداره بندر آنزمان 13اسکله داشت. کشتی‌هایی که بندر می آمدند اکثرا حامل موادغذایی و کالاهای اساسی مانند گندم و شکر بودند. بارهای نظامی هم اکثرا در بندر امام(ره) تخلیه می‌شدند و یکی از اسکلهها هم به کالاهای تجاری اختصاص داشت. تراکم کار از نظر تخلیه و بارگیری فشرده و بسیارزیاد بود.
بندرامام(ره) در آن روزها از نظر تخلیه و بارگیری بعد از خرمشهر در میان بنادر کشور رتبه دوم را داشت. بندرشهیدرجایی هنوز راه‌اندازی نشده بود و بندر بوشهر هم به دلیل عمق کم کانالش نمی‏توانست به کشتی‌های بزرگ و تجاری پهلو بدهد. بنابراین بندرامام(ره) از نظر ترافیک کاری، اهمیت بالایی داشت.
با توجه به این اهمیت، اسکله‌های زیادی توسط پیمانکاران خارجی و مهندسین مشاور داخلی در بندرامام(ره) ساخته می‎شد، به طوری که تا زمان حضورم حدود 8کیلومتر اسکله به بندر اضافه شد. با توسعه بندر کانتینرهای زیادتری وارد شدند و ظرفیت بندر به سرعت افزایش یافت و رونق زیادی پیدا کرد.
خوب یادم هست روزی که به بندرامام(ره) منتقل شدم، تحمل یک روز آن هم برایم سخت بود، با این حال 5سال پی درپی را با بهترین خاطرات در جمع همکاران این بندر سپری کردم. الان که به گذشته نگاه می‏کنم، می بینم آن سالها خوش‌ترین سالهای زندگیم بود که هرگز فراموش نمی‌کنم.
 
بازگشت دوباره

حدود 5سال در بندرامام(ره) کار کردم تا اینکه به عنوان رئیس اداره خدمات بندری دوباره به تهران برگشتم. بعد از مدتی هم مدیرکل اموربندری شدم و تا پیروزی انقلاب اسلامی سمت‌های مدیریتی دیگری به من محول شد.
زمان بازگشتم به تهران، مدیرعامل سازمان آقای مهندس«پرویزصفاری»بود، با پیروزی انقلاب تحولات زیادی رخ داد.کارکنان سازمان از پیشگامان انقلاب بودند و در اعتصابها همپای کارکنان شرکت نفت، در صف اول حضور داشتند.
وقتی حضرت امام(ره) دستور تشکیل کمیته اعتصابات را دادند، به عنوان نماینده سازمان بنادروکشتیرانی شبانه در آن شرکت می‌کردم، بعد از پیروزی انقلاب رسما در جلسات کمیته شرکت می‌کردم تا گزارش عملیات بنادر و فهرست کشتی‌‌ها را ارائه کنم.
شهید«محمدجوادباهنر»که بعدها نخست وزیر شد، رئیس وقت کمیته حمل‌ونقل بود. او توضیح می‏داد که اولویت تخلیه با چه کالاهایی باید باشد. این اتفاقات مربوط به روزهای اول پیروزی انقلاب بود و دولت هنوز به صورت رسمی تشکیل نشده بود.
بعد از طرح در کمیته مزبور، فهرست مورد تایید را به بنادر تلگرام می زدیم تا اطلاع پیدا کنند چه کشتی‌هایی باید تخلیه شوند و چه کشتی‌هایی نباید تخلیه نشوند. تمام این امور زیرنظر شورای کارکنان بنادر انجام می گرفت.
پس از آنکه از سوی امام‌خمینی(ره) نخست‌وزیر منصوب شد، مهندس«عباسعلی قوام»که منتخب شورای کارکنان بود به عنوان مدیرعامل سازمان بنادروکشتیرانی انتخاب شد. بعد از انتخاب ایشان برای پست مدیرعاملی، آقای«طاهری قزوینی» یک هفته مهلت خواستند تا اعلام نظر کنند. سپس با انتصاب آقای قوام موافقت شد و من هم با همان حکم معاون عملیات بندری سازمان شدم.
 
منشاء خیر

در 29سالگی ازدواج کردم. داستان ازدواجم جالب است. زمانی که در تهران کار می‏کردم، از طرف سازمان بنادر به همراه 2 نفر دیگر از همکارانم برای طی یک دوره آموزشی به لهستان اعزام شدم. با لهستان قرارداد ساخت و تعمیر کشتی بسته بودیم و من هم برای نظارت به بندری در شمال آن کشور اعزام شده بودم. در آنجا با همسرم آشنا شدم که این آشنایی منجر به ازدواج با ایشان شد.
حاصل این ازدواج فرزند دختری است که هم اکنون در کشور هلند پزشک متخصص قلب است و نوه ای هم دارم که 5/4ساله است.
 
انتقاد از حوزه های مرتبط

سازمان بنادر، یکی از فعال‌ترین سازمانهای فنی و تخصصی است و نقش بسیار مهمی در اقتصاد کشور دارد. واردات و صادرات کالاها سهم ویژه ای در توسعه اقتصادی دارد.
یک سال قبل از انقلاب در دانشگاه پدافند ملی سخنرانی کردم و از راه‌آهن و سایر سازمان‌های فعال در حوزه حمل‌ونقل انتقاد کردم و گفتم که سازمان بنادر با یک برنامه 5ساله توانست در بنادرشهیدرجایی و امام(ره) بیش از 33اسکله بسازد ولی این گلوگاه به دلیل ضعف در دیگر بخشهای ارتباطی بی‎اثر مانده است.
سخنرانی یک ساعته ام وزیر راه و ترابری را به شدت ناراحت کرد و از من به مهندس«صفاری»شکایت برد و گفت کارمند منتخب شما از ما انتقاد می‏کند و می‌گوید که بنادر کارشان درست است، ولی راه‌آهن و حمل‌ونقل جادهای به خوبی عمل نکرده‌‎اند، راهآهن بندرعباس تکمیل نشده و همچنین کار 2بانده کردن بندرامام(ره) انجام نگرفته است و ایستگاه‌ راه‌آهن خرمشهر تراکم بار دارد و حمل کالاها انجام نمی‌شود.
بعد از این گلایه،همه ماجرا را به طور کامل برای مدیرعامل سازمان تعریف کردم. از من تشکر کرد و گفت صحبت‌های بسیار خوبی کرده‎اید و از شما ممنونم و خیلی خوشحالم که این مشکلات را مطرح کردید.
بعد از انقلاب اسلامی شورایی به نام«برنامه‌ریزی»تشکیل شده بود که برآوردهایش نشان می‌داد بنادر مان حدود 60تا70میلیون تن ظرفیت تخلیه و بارگیری و واردات کالا دارند ولی به دلیل عدم کفایت پایانه‌ها، استفاده از این ظرفیت وجود نداشت.
کالاها باید سریع حمل می شدند چون خسارت زیادی به آنها وارد می‌شد و ممکن بود سرقت و یا فاسد شوند. حتی گندم‌هایی که در بندرامام(ره) خالی می‌شدند در انبارها به دلیل رطوبت هوا جوانه می‌زدند. آن زمان هنوز سیلو نداشتیم و کشتی‌هایی که در انتظار نوبت می‌ماندند حدود 100تا 150دلار خسارت می‌گرفتند و دولت متحمل خسارت زیادی می‏شد.
 
روزهای پرتلاطم

زمان جنگ در بندرامام(ره) معاون بودم و مهندس«محمودی»اختیارات زیادی به من داده بود.با آغاز حملات دشمن به ما ماموریت دادند که با 10دستگاه خودروی مینی‌بوس ودرهماهنگی با آتش‌نشانی، گارد و گمرک به طرف خرمشهر برویم و آنجا را تخلیه کنیم.
در راه تانک‌های عراقی در حالیکه در باتلاق‌های شرق جاده گیر کرده بودند، دیده می‎شدند.مسیر شلوغ بود و بعد از طی مسافتی نزدیک به 20تا30کیلومتر، نیروهای ارتشی ما را متوقف کردند و اجازه ادامه مسیر را ندادند. گویا اتوبوسی مورد هدف بعثی‌ها قرار گرفته بود و می‌خواستند جاده را استتار کنند.
ما را به یک پاسگاه هدایت کردند و یک نفر از پرسنل آتش‌نشانی را هم برای دیده‌بانی بردند، به او گفته بودند سرشیلنگ آتش‌نشانی را به سمت جلو نشانه بگیرد تا عراقی‌ها تصور کنند، مسلحیم. ناچار به اهواز برگشتیم.
برای کسب اجازه با آقای«فروزنده»معاون آقای«غرضی»استاندار وقت خوزستان تماس گرفتیم و ایشان هم تاکید کردند که دور بزنید و از مسیر بندرامام(ره) به خرمشهر بروید. به همین دلیل به طرف بندرامام(ره) حرکت کردیم و بعد از 2روز، دوباره سوار مینی‌بوس به طرف خرمشهر راه افتادیم.
در خرمشهر صحنه های بی بدیلی دیدم که هیچگاه از خاطرم نمی رود ، زنان چادرهایشان را به کمر بسته و در خیابانها با چیدن گونی های پر از ماسه، سنگر می ساختند.
 
دوره جدید زندگی

در سنی بازنشسته شدم که هنوز جوان بودم، به همین دلیل بعد از بازنشستگی(سال 1363)حدود 2تا3سال کارم را در سازمان ادامه دادم و هماهنگی و برنامه‌ریزی توسعه بنادرشهیدرجایی و چابهار را انجام می‌دادم و به همین دلیل به این بنادر رفت‌وآمد زیادی داشتم.
بعد از مدتی هم یک شرکت مهندسی دریایی تشکیل دادیم و با کمک همکاران یک ناو 4هزار تنی نیروی دریایی را در بندرعباس تعمیر کردیم. اینگونه کشتیها پیش از این برای تعمیر به بندر کراچی پاکستان فرستاده می‌شدند.
 من و همکارانم ناو را تحویل گرفتیم و ظرف 2سال آن را تعمیر و بازسازی کردیم که در نوع خود کار بسیار بزرگی بود.
 
عملکرد صندوق

در هلند کارمندها، بخش کمی از حقوقشان را از طریق کارفرما در صندوقی ذخیره می‌کنند تا برای دوران بازنشستگی از آن استفاده کنند. به همین دلیل وقتی فرد در سن 65سالگی بازنشسته می‎شود، می‌تواند بدون دغدغه و با یک حقوق متوسط روزگار خود را به خوبی بگذراند.
سیستم‎ها با هم تفاوت دارند، اما خوشبختانه وضعیت در ایران بهتر شده است. به ویژه عملکرد صندوق بازنشستگی سازمان بنادر را در همین مدت کوتاه خوب دیده‎ام. در همین مدت متوجه شده‌ام که کارها با چه نظم و دقتی انجام می‌شود.
هربار که به صندوق بازنشستگی می‌آیم تغییرات خوبی را می‌بینم و وقتی با بازنشستگان صحبت می‌کنم همه از شما دوستان زحمتکش، به ویژه ریاست محترم صندوق، به نیکی یاد می‎کنند.

۲۰ بهمن ۱۳۹۴ ۱۲:۱۸
روابط عمومی و امور فرهنگی |
کد خبر : ۳۴,۹۳۳

ارسال نظرات

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید