کاهش فرآیندها و تسهیل در صادرات بندر شهید رجایی در سال جاری خارج سازی شناورهای مغروقه در محدوده تردد شناورهای مسافری و خدماتی/ نصب و بهره برداری از اسکله پانتونی شناور در محل اسکله تفریحی بندرترکمن/ رفع نقص اسکله های چوبی سنتی و تأمین ایمنی اسکله های تفریحی بنادر گلستان در دستورکار۹۹ رشد ۹۶ درصد صادرات غیرنفتی بندر جاسک/ رشد ۱۱ درصدی صادرات کالاهای غیرنفتی بنادر گیلان طی سال ۹۸/ لایروبی و ساخت تله های رسوبگیر تالاب انزلی در سال ۹۹ / افزایش و تسریع فرآیند تخلیه و بارگیری کالاها/ جذب سرمایه گذار در صنایع دارای ارزش افزوده در مجتمع بندری انزلی ثبت رکورد تخلیه وخروج همزمان ۱۳۵۰۰ تن گندم در بندر چابهار رشد ۵ درصدی صادرات از بنادر گیلان/ توانایی پهلودهی تمام کشتی‌ها در بنادر گیلان وجود دارد رشد ۲۶ درصدی تخلیه و بارگیری کالا در سال ۹۸/ افزایش ظرفیت کانتینری از ۱۰۰ هزار به ۴۰۰ هزار TEU/ خارج سازی مغروقه های باقیمانده در آبراه اروند طی سال ۹۹/ افزایش سهم ریلی بندر خرمشهر از فعالیت های بندری در زنجیره تأمین کالا رشد ۲۷ درصدی تخلیه کالاهای اساسی/ تخلیه و بارگیری ۴۵ میلیون تنی کالاهای نفتی و غیرنفتی/ ورود نخستین محموله ترانزیتی ریلی از آسیای میانه به بندر امام(ره) فعالیت مجتمع بندری انزلی بدون توقف ادامه دارد تقویت زیرساخت ها و بهره گیری از قابلیت های ایجاد شده در بنادر کوچک هرمزگان
شماره 256، سرمقاله
به تاریخ و تمدن‌مان که نگاه می‌کنیم، غَرّه می‌شویم و ذوق‌زده؛ بله، ذوق‌زده! اصلا پَر در می‌آوریم. خودِ قدمت و سابقه‌ی طولانی آن یک‌طرف، بزرگانی که در هر عصر و دوره زندگی می‌کرده‌اند و نام و آوازه و آثاری که از آن‌ها به جای مانده، طرف دیگر. این ذوق‌زدگی زمانی بیشتر می‌شود که می‌بینیم به درازنای تاریخ، تمدن داریم؛ آن هم با اصالت و غنی. اصلِ اصل، نه ساختگی و من‌درآوردی! این تاریخ و تمدن باشکوه را مقایسه کنید با برخی‌های دیگر. راه دور نرویم؛ همین همسایگانمان. چه می‌بینید؟! در مقام مقایسه برمی‌آیند؟! حکایت فیل و فنجان است، نه؟! یا آن‌طور که حضرت حافظ می‌فرماید: 
قیاس کردم و تدبیرِ عقل در رهِ عشق 
چو شبنمی‌ست که بر بحر می‌کشد رقمی.
این تاریخ و تمدن باشکوه و غبطه‌برانگیز، تا به ما رسیده، به یقین راویانی داشته که حال و حکایت آن را از گزند اغیار در امان داشته‌اند و به ما سپرده‌اند. تاریخ‌مان را که مرور می‌کنیم، به نام‌هایی می‌رسیم که حکم حافظان این کهن‌دیارند. یکی تاریخش را روایت کرده، دیگری وجب به وجب خاکش را با پای پیاده طی کرده و از جغرافیای آن برایمان نوشته، آن یکی نقشه‌نگاری کرده و جغرافیای هر شهر و دیار و بندرش را با رسم نقشه، به بحث و بررسی نشسته، و چهارمی به قوم‌نگاری پرداخته و آداب و رسوم و سنن هر منطقه و ناحیه را ثبت و ضبط کرده است.
کم نیستند بزرگانی که این آب و خاک، آن‌ها را در دامان خود پرورش داده است؛ از سلیمان سیرافیِ تاجر، جهانگرد و نویسنده بگیر که در بندر سیراف به دنیا آمد و به بسیاری از بنادر و شهرهای جهان ـ از جمله هند و چین ـ سفر کرد و سفرنامه‌اش را نزدیک به 12 قرن پیش نوشت، تا ابن حوقلِ جغرافی‌دان و تاریخ‌نگار که حدود هزار سال پیش، جهان پیرامونش را زیر پا نهاد و سفرنامه‌ای مشهور نوشت. از اصطخریِ جغرافی‌دان و نقشه‌نگار برجسته در قرن چهارم هجری قمری بگیر که بنادر ایران را تا هند و اقیانوس اطلس طی و از آن‌ها نقشه‌ها ترسیم کرد و کتب «مسالک و ممالک» و «صور الاقالیم»اش را در مورد جغرافیای عربستان، شمال آفریقا، خلیج فارس، اندلس، مصر، شام، بیت‌المقدس، خوزستان، فارس، کرمان، سند، آذربایجان، ارمنستان، طبرستان، دیلم، دریای خزر، خراسان، سیستان، ماوراءالنهر با رسم 19 نقشه برای ما به یادگار گذاشت، تا جریر طبریِ مورخ، مفسر و فیلسوف قرن چهارم هجری قمری که کتاب «تاریخ طبری»اش شهرت فراوانی دارد و او را پدر علم و تاریخ و تفسیر نامیده‌اند. همچنین ابوریحان بیرونی (دانشمند، تاریخ‌نگار، گاه‌نگار و همه‌چیزدان برجسته که از او به عنوان پدرِ انسان‌شناسی و هندشناسی نام برده‌اند)، ابن فقیه همدانی (مورخ و جغرافی‌دان قرن سوم و چهارم هجری که کتاب «اخبار البلدان» او درباره جغرافیاست.)، ابوالفضل بیهقی (مورخ و نویسنده معروف ایرانی در دربار غزنوی که عمده شهرت او به‌خاطر نگارش کتاب «تاریخ بیهقی» است)، ناصرخسرو قبادیانی (شاعر، فیلسوف، حکیم و جهانگرد قرن چهارم و پنجم هجری)، رشیدالدین فضل‌الله (تاریخ‌نگار و پزشک قرن هفتم شمسی که کتاب «جامع‌التواریخ» او مشهور است.)، عطاملک جوینی (مورخ و ادیب ایرانی در قرن هفتم قمری که «جهانگشای جوینی» و رساله‌ی «تسلیه‌الاخوان» از آثار اوست.)، حمدالله مستوفی (جغرافی‌دان، مورخ، شاعر و نویسنده قرن هشتم که سه اثر مهم از او به جا مانده: «تاریخ گزیده» که در تاریخ اسلام و تاریخ ایران تا زمان خود اوست، «نزهت‌القلوب» در علم جغرافیا که آن را از اولین دانشنامه‌های فارسی به حساب آورده‌اند. و «ظفرنامه» که منظومه‌ای است در 75 هزار بیت به وزن شاهنامه و به سه کتاب یا سه قسم تقسیم می‌شود؛ کتاب نخست در تاریخ عرب (قسم اسلامی)، کتاب دوم در تاریخ عجم (قسم احکام) و کتاب سوم در تاریخ مغول (قسم سلطانی)، و تعدادی نام دیگر که مایه‌ی فخر ما به شمار می‌روند.
جلوتر که می‌آییم و به دوران صفویه که می‌رسیم، قاضی احمد قمی، اسکندربیگ منشی، حسن‌بیگ روملو، میرزا سمیعا (صاحب «تذکره‌الملوک») را داریم و در دوران افشاریه، میرزا مهدی‌خان استرآبادی، محمدکاظم مروی، محمدعلی حزین لاهیجی و کمی بعدتر شیخ حسن کربلایی (نویسنده‌ی «تاریخ دخانیه»)، علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه، رضاقلی‌خان هدایت، محمدتقی سپهر کاشانی (لسان‌الدوله)، حقایق‌نگار خورموجی، محمدحسن‌خان اعتمادالسلطنه، میرزامحمد تنکابنی، میرزاآقاخان کرمانی، و رستم‌الحکما تا به «مشروطه» می‌رسیم و ناظم‌الاسلام کرمانی، مجدالاسلام کرمانی، احمد کسروی (تاریخ مشروطه و تاریخ مذهب تشیع)، حسن پیرنیا (تاریخ ایران باستان)، میرزا ابوالفضل گلپایگانی، محمدعلی فروغی، سعید نفیسی، عباس اقبال آشتیانی و چند نام دیگر که آن‌ها هم مایه‌ی مباهات ما هستند.
تا این‌جا ردّ پای برخی دانشمندان و نویسندگان غیر ایرانی هم می‌بینیم؛ از هرودوت و تاریخ بسیار مشهورش که سه فصل آن به آسیای صغیر، مصر، میان‌رودان، ایران و سوریه و سرزمین‌های مجاور آن می‌پردازد و صفحاتی از فصل‌های دیگر هم به جنگ‌های ایران و یونان، تا دیگر مستشرقان و خاورشناسان نزدیک به زمانه‌ی ما، نام‌هایی مثل آقای ادوارد براون و خانم آنه مارى شیمل که کتاب‌های زیادی درباره‌ی تاریخ، فرهنگ و ادبیات ما نوشته‌اند.
در روز و روزگار نزدیک به ما البته بسامد نام‌های نویسندگان و پژوهشگرانی که به ایران و ایرانی می‌پردازند، رو به فزونی است. نام‌ها به ما یادآوری می‌کنند که خیلی از آن‌ها بیش از پیشینیان دل در گرو میهن دارند و در این راه از جان مایه می‌گذارند: فریدون آدمیت، عبدالحسین زرین‌کوب (تاریخ پس از اسلام)، ذبیح‌الله صفا (تاریخ ادبیات ایران)، حسن معاصر کرمانی (مجموعه سه جلدی تاریخ استقرار مشروطیت)، محمدابراهیم باستانی پاریزی، اسماعیل رائین، حسین مکی (تاریخ معاصر)، مرتضی راوندی (تاریخ اجتماعی ایران)، همایون کاتوزیان (تاریخ معاصر و تاریخ قاجار)، یرواند آبراهامیان (تاریخ معاصر)، ماشالله آجودانی (تاریخ معاصر، به‌ویژه مشروطه)، سیروس غنی (تاریخ معاصر)، عباس میلانی (تاریخ معاصر، به‌ویژه دربار و شاه)، محمدعلی موحد، منصوره اتحادیه، ایرج افشار، منوچهر ستوده، احمد اقتداری و تعدادی چهره‌ی انگشت‌شمار دیگر از این دسته هستند...
این همه گفته آمد که به اشارت، اندکی از احمد اقتداری بنویسم که این روزها در آستانه‌ی 94 سالگی ایستاده است؛ پیرمردی که هنوزاهنوز جانش برای ایران می‌تپد و خود را به تمام معنا وقف آن کرده است. ماحصل یک عمر اندیشیدن و نوشتن به عشق به ایران و به‌خصوص خلیج فارس، نزدیک به 40 کتاب و بیش از 100 مقاله علمی است که این پیرمرد خودساخته، سخت‌کوش، دوست‌داشتنی و اندکی تُخس از خود به یادگار گذاشته است. «خلیج فارس»، «دریای پارس تا دریای چین»، «خلیج فارس از دیرباز تا کنون»، «آثار شهرهای باستانی سواحل و جزایر خلیج فارس و دریای عمان»، «سفرنامه سدیدالسلطنه»، «تاریخ مسقط و عمان و بحرین و روابط آن‌ها با ایران»، «صید مروارید در خلیج فارس»، «سرزمین‌های شمالی پیرامون خلیج فارس و دریای عمان» و «سرگذشت کشتیرانی ایرانیان» عنوان برخی از آثار اوست که همگی درباره‌ی بازرگانی، کشتیرانی، جایگاه سیاسی ـ اجتماعی، جغرافیا، آداب، رسوم و سنن بنادر اطراف خلیج فارس و دریای عمان نگاشته شده‌اند. به حتم می‌توان گفت‌ عنوان «پدر مطالعات خلیج فارس» شایسته و سزاوار «احمد اقتداری» است و چه کسی صاحب صلاحیت‌تر از او؟ هنوزاهنوز انبان پیرمرد بیش از هر کس دیگری مملو از خاطرات و خطرات پیرامون این آبراهه است. این را در تازه‌ترین دیدارمان در ظهری تابستانی دریافتم که به دیدارش در مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی رفته بودیم. او که با یاد خلیج فارس برمی‌خیزد و با ذکر آن به خواب می‌رود، در این دیدار از اثر منتشرنشده‌اش گفت که در نوع خود کیمیاست. و چقدر هم دلواپس انتشار این اثر و دیگر آثار منتشرنشده یا تجدید چاپش بود. «می‌خواهم تا خودم هستم منتشر شوند.»
دنیای این روزهای پیرمرد دو کلمه بیش نیست: «خلیج فارس». امید که همچنان سایه‌اش بر سر این اقلیم گسترده باشد و ایران و خلیج فارس، 94 سالگی استاد احمد اقتداری را با انتشار تازه‌ترین کتابش جشن بگیرند. به امید آن روز.|
 
۱ مهر ۱۳۹۷ ۱۴:۲۸
کد خبر : ۴۳,۷۷۲

ارسال نظرات

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید