مروری کوتاه بر فیلم‌های ساخته‌شده با محوریت دریا در ایران
آبیِ دریا بر پرده‌ی نقره‌ای
اشاره   بندر و دریا  |    ساخت فیلم‌هایی با محوریت دریا، به‌دلیل وجه رازآلود آن و طرفداران بی‌شمار در سراسر جهان، همواره در مرکز توجه هنرمندان قرار داشته و خوشبختانه کشور ما هم از این امر مستثنا نیست. فیلم‌های بی‌شماری که دریا را از وجوه مختلف به تصویر کشیده‌اند، نشان از کارکرد بالا و موثر آن در تاویل‌پذیری نگاه‌های مختلف دارد. سینما هم مانند ادبیات، توانایی آن را دارد که پهنه دریا را به صدها شکل و نماد مختلف تعبیر کند و بی‌کرانگی و عظمتش را یادآور شود. سینماگران کشور ما از دیرباز، نگاهی ویژه به حوزه دریا داشته‌اند و ابعاد گوناگون آن را با توجه به تفسیرهایی از جنس هنر متعالی بر پرده نقره‌ای ماندگار کرده‌اند. در فرصت پیش‌ رو نگاهی داریم به برداشت‌ها و درک و تفسیرها از دریا توسط بخشی کوچک از سینماگران کشور. گفتنی است فیلم‌هایی که اسامی آن‌ها در این نوشته آمده، در ردیف فیلم‌هایی قرار دارند که از سوی منتقدان بنام کشور مورد تعریف و تمجید قرار گرفته‌اند و تعدادی از آن‌ها نیز درخششی چشمگیر در دیگر کشورها داشته و موفق به کسب جوایزی از جشنواره‌های معتبر جهان شده‌اند.
سعی کرده‌ایم در مجالی اندک و به ‌ترتیب سال ساخت آثار، به جهان فیلم‌سازی چهره‌هایی چون حسن هدایت، سیامک شایقی، محمد متوسلانی، خسرو سینایی، امیر قویدل، جمشید ملک‌پور، مهدی صباغ‌زاده، منوچهر احمدی، یدالله نوعصری، رضا میرلوحی، ابولفضل جلیلی، محسن مخملباف، رخشان بنی‌اعتماد، اکبر صادقی و... بپردازیم. اشاره به این موضوع ضروری است که یادکرد از فیلم‌های حاصل ذوق هنرمندان سینما، در برش‌های کوتاه و به‌منظور  یادآوری مجدد برای خوانندگان تنظیم شده و پرداختن مفصل به هر کدام از آثار را در شماره‌های دیگر پی خواهیم گرفت. 

 

مروارید، ساخته‌ی اسماعیل پورسعید

سال ساخت: 1350

داستان فیلم «مروارید» درباره «صالح» است که پس از مرگ پدر، تامین معاش خاله و مادرش را به عهده دارد. صالح و دوستش «عدنان» به «مروارید» علاقه دارند و عدنان که نمک‌پرورده‌ی صالح است، از علاقه‌ خود درمی‌گذرد تا صالح با مروارید ازدواج کند. «عباد»، صاحب کافه‌ای در بندر، نیز دل در گرو مروارید بسته و صالح را از ازدواج با او منع می‌کند. صالح برای صید مروارید، به دریا می‌رود. او به عمق آب می‌رود و برنمی‌گردد. عدنان به بندر بازمی‌گردد و برای صالح مجلس ترحیم برگزار می‌کند. وقتی عباد، مروارید را از پدرش خواستگاری می‌کند، نیره، دوست عدنان، با فداکاری و برای آن‌که مانع وصلت آن دو شود، خود را همسر عباد معرفی می‌کند. نیره با فروش خانه‌اش اسباب ازدواج عدنان و مروارید را فراهم می‌کند. صالح به تصور این‌که عدنان طنابی را که با آن به قعر دریا رفته پاره کرده، به بندر بازمی‌گردد و رو در روی عدنان قرار می‌گیرد. مروارید فاش می‌کند که رفتار عدنان با او همچون برادر بوده و برای نجات‌دادنش از چنگ عباد با او ازدواج کرده است. صالح با عباد و هم‌دستانش درگیر می‌شود و پس از به‌دام‌افتادن آن‌ها، زندگی مشترکی را با مروارید آغاز می‌کند. «مروارید» از اولین فیلم‌های سینمای ایران است که نماهای زیرآبی و نماهایی روی آب دارد و به زندگی صیادان، ماهیگیران و البته آنان که دل در گروی صید مروارید دارند، می‌پردازد.

 

 

ناخدا، ساخته‌ی امیر شروان

سال ساخت: 1352

در میان آثار سینمایی قبل از انقلاب، فیلم‌هایی هستند که به طرق مختلف می‌توان از آن‌ها به‌عنوان فیلم‌های دریایی نام برد. یکی از این فیلم‌ها، فیلم «ناخدا» به کارگردانی امیر شروان است. داستان این فیلم گرچه مانند دیگر آثار سینمای گیشه‌ای آن زمان، داستانی عامه‌پسند است، اما نگاه فیلم‌ساز به شخصیت ناخدا، و ایجاد ماجرایی مبتنی بر گونه‌ی داستان ‌در داستان و خلق شخصیت‌های محوری، این کار را چند پله بالاتر از دیگر کارهای سینمایی تولید‌شده در اوایل دهه 50 

قرار می‌دهد.

فیلم «ناخدا»، بر محور عشقی می‌چرخد که هسته‌ی اولیه فیلم‌های موسوم به «فیلمفارسی» است، با این تفاوت که صحنه‌های دریایی فیلم برخلاف کارهای دیگری که نگاه سطحی به دریا دارند، قابل‌ قبول‌تر است. ازخودگذشتگیِ ناخدا که در طول زندگی خود درس‌هایی از پیشه‌ی دریانوردی گرفته است و دفاع از بی‌گناهی کسی که به‌ غلط محکوم به ارتکاب قتل شده و گذشتن از عشق خود به نفع او و رهاکردن کار و کاسبی و رفتن به‌ دنبال اثبات بی‌گناهی یک رقیب عشقی، همه و همه، حکایت از روحی جوانمرد دارد که آموزه‌های بزرگ دریا را در پس‌زمینه‌ی ذهن خود حفظ کرده است. فیلم «ناخدا» نیز مانند دیگر فیلم‌های هم‌نسل خود، پایانی خوش دارد و در آخر همه‌‌ی ماجراها ختم به خیر می‌شوند.

 

موج و طوفان، ساخته‌ی منوچهر احمدی 

سال ساخت: 1360

فیلم سینمایی «موج و طوفان» در زمانی ساخته شد که فیلم‌هایی با محوریت دریا، کمتر در کشور ساخته شده بود. این فیلم را می‌توان از نگاه سمبولیکی نیز به ‌رسمیت شناخت و وضعیت انقلاب و جنگ با استفاده از سمبل به‌‌دست‌آوردن «مروارید» گران‌بها و تلاش دشمنان در تخریب و تصاحب آن را نیز برداشت کرد. منوچهر احمدی با برداشتی آزاد از رمان «مروارید» ساخته‌ی جان اشتاین بک، شخصیتی به نام «عاشور» می‌سازد که در فصل صید، مرواریدی درشت پیدا می‌کند؛ مرواریدی که باعث خوشحالی او و دوستانش و طمع و خشم دشمنانش می‌شود و کار به‌ جایی می‌رسد که طمع‌کاران مزدوری اجیر می‌کنند تا مروارید را از چنگ عاشور (با بازی خودِ منوچهر احمدی) بیرون بیاورد؛ موضوعی که کنش داستان را وارد فضایی تازه می‌کند و همدلی دیگران نسبت به او را 

باعث می‌شود.

نکته قابل توجه در این فیلم، استفاده از چهره‌هایی چون هادی اسلامی، عنایت بخشی و گلچهره سجادیه به‌عنوان بازیگران نقش‌های مکمل است؛ فیلمی که با استفاده از کارکردهای نمادین دریا توانست در زمان ساخته‌شدن به‌عنوان فیلمی در ژانر اکشن دریایی، حرف‌هایی برای گفتن

داشته باشد.

 

شیلات، ساخته‌ی رضا میرلوحی

سال ساخت: 1362

فیلم سینمایی «شیلات»، نخستین فیلم بلند با محوریت دریا و ساکنان شریف مکانی از بندر ترکمن است؛ ساکنانی که نسل‌به‌‌نسل در همسایگی دریا زیسته‌اند و بخشی از نیازهای خود را از طریق دریا برطرف می‌کنند.

شخصیت «خوجه‌ممد» با بازی داوود رشیدی، به دلیل اختلاف و افشاگری علیه رئیس پیشین اداره شیلات، مورد غضب واقع می‌شود و رئیس جدید هم برای راحت‌شدن از دست خوجه‌ممد و ادامه راه و روش رئیس قبلی، تصمیم به حذف فیزیکی او به‌صورت حبس در سردخانه اداره می‌گیرد، اما شخصیت درویش‌مسلک آدم نخست فیلم و علاقه مردم به این شخصیت، باعث شورش، تحصن و درگیری دیگر کارگران با رئیس جدید (با بازی احمد قدکچیان) می‌شود و در این گیرودار، نوه‌ی خوجه‌ممد کشته می‌شود و خشم دریایی مردم درنهایت به انتقامی سخت، یعنی عکس‌العمل متقابل و حبس دار و دسته‌ی رئیس کینه‌توز در سردخانه و نابودی آن‌ها منجر می‌شود که البته تبعاتی سنگین هم دارد.

فیلم سینمایی «شیلات» گرچه ظاهری قوم‌گرایانه دارد اما عمق اثر در پیوند روح دریایی مردم ترکمن با پس‌زمینه‌ای نمادین از دریا، در زمان ساخت توانست مخاطبان زیادی برای خود دست‌و‌پا کند.

پایگاه جهنمی، ساخته‌ی اکبر صادقی

سال ساخت: 1363

فیلم سینمایی «پایگاه جهنمی»، یکی از پر‌مخاطب‌ترین فیلم‌های ساخته‌شده در اوایل دهه 60 است؛ فیلمی که به ‌دلیل ساخته‌شدن در وضعیت جنگی کشور، به‌شدت توانست غرور ملی جوانان کشور را تحریک کند. این فیلم که با محوریت رشادت تکاوران نیروی دریایی ارتش ساخته شد، گرچه دارای فضایی اکشن بود اما طیف‌های گوناگونی را به سالن‌ سینماها کشاند. استفاده از بازیگران مطرحی چون فرامرز قریبیان و جمشید هاشم‌پور نیز در موفقیت این فیلم بی‌تاثیر نبود.

موضوع فیلم، نفوذ یک گروه از زبده‌ترین نیروهای دریایی کشور به اعماق خاک دشمن با هدف نابودی یک پایگاه بزرگ نظامی است. اوج فیلم زمانی است که یک ناوچه از ناوچه‌های نیروی دریایی به‌محض اطلاع از موفقیت عملیات و احتمال اسارت گروه، سینه‌ی دریای در محاصره‌ی دشمن را می‌شکافد و موفق به نجات آن‌ها می‌شود.

فیلم «پایگاه جهنمی» در زمره‌ی فیلم‌های جنگی با استفاده از شیوه‌ی عملیات آبی ـــ خاکی ساخته شده و مشکلات عملیات در پهنه دریا را با درنظر‌گرفتن زمان ساخت، به‌خوبی نشان داده است؛ عملیاتی پیچیده که با وجود چند نفوذی متمایل به‌ رژیم طاغوت در گروه، پیچیده‌تر هم می‌شود.

 

زائرخلف، ساخته‌ی یدالله نوعصری

سال ساخت: 1363

فیلم «زائرخلف» گرچه در زمان ساخت و اکران مورد بی‌مهری قرار گرفت اما می‌توان از آن به‌عنوان یکی از نخستین فیلم‌ها بر اساس حال و هوای جنگ و ساکنان یک منطقه هم‌جوار با دریا در جنوب کشور یاد کرد. نوعصری در اولین تجربه کارگردانی خود بر اساس فیلم‌نامه‌ای از خسرو معصومی و استفاده از چهره‌هایی چون اکبر زنجانپور، محبوبه بیات، پروین سلیمانی، فرخ نعمتی و... به سراغ داستان ماهیگیری رفته که وقوع جنگ، خواهی‌نخواهی در حال تاثیرگذاشتن بر روند عادی زندگی او است. زندگی این ماهیگیر که با فرزند و همسرش در گوشه‌ی یک نخلستان هم‌جوار با دریا سپری می‌شود، در ادامه‌ی فیلم وجوهی نمادین به خود می‌گیرد و با طنین خطر برای کل کشور گره می‌خورد، چون او حالا علاوه بر مسئولیت اداره و حفظ خانواده، مسئولیتی دیگر مانند نگهداری و حفظ منطقه زادگاه خود را هم دارد؛ چون گروهی نفوذی قصد دارند سربازان عراقی را از نزدیکی خانه او عبور داده و به خط نیروهای رزمنده برسانند.

فیلم «زائرخلف»، که نامی نمادین از فرزند خلف کشور را نیز بر خود دارد، در ‌زمره‌ی فیلم‌هایی است که نماد دریا را در پس‌زمینه به‌عنوان نمادی از بخشندگی مام وطن با خود

یدک می‌کشد.

 

جهیزیه‌ای برای رباب، ساخته‌ی سیامک شایقی

سال ساخت: 1366

فیلم «جهیزیه‌ای برای رباب»، پیش از آن‌که کارگردانی خوبی داشته باشد، محصول فیلم‌نامه‌ای داستان‌محور از نویسنده‌ای جنوبی یعنی زنده‌یاد اصغر عبداللهی است؛ عبداللهی که توانایی کم‌نظیری در شناخت عناصر بومی جنوب داشت، با دست‌مایه قرار‌دادن موضوعی ساده، موجبات تهیه فیلمی قابل توجه را فراهم آورد؛ فیلمی که با درک متقابل کارگردان و وفاداری به متن ماندگار شد. 

داستان این فیلم از این قرار است که «رباب» در آستانه‌ی رفتن به خانه‌ی بخت، برخلاف سنت رایج منطقه، جهیزیه ندارد و همین امر پدرش یعنی «علی‌ویس» که صیادی بازنشسته است را وامی‌دارد که تمام تلاشش را برای سربلندی دخترش به‌ کار ‌گیرد اما نتیجه‌ای حاصل نمی‌شود. «خادم»، برادر رباب که زحمت‌های بی‌حاصل پدر پیر را می‌بیند، به‌ دور از چشم او و به کمک یکی از دوستانش، دست به صید می‌زند تا شاید دل خواهر را شاد کند. او به تصور این‌که صدفی خالی به ‌رسم یادگار به خواهرش داده، متوجه می‌شود که مرواریدی گران‌بها صید کرده است. در این فیلم که از نعمت بازیگرانی خوب چون هادی اسلامی، پروانه معصومی و فاطمه معتمدآریا برخوردار است، سنت نگاه به دریا و تمنای همیشگی بشر از آن، درهم گره خورده‌اند؛ فیلمی که در زمان نمایش با استقبال خوبی مواجه شد.

باد سرخ، ساخته‌ی جمشید ملک‌پور

سال ساخت: 1367

فیلم سینمایی «باد سرخ»، نمایی دیگر از نمایش بیماری «زار» و پیوند آن با روح دریا در مناطق جنوبی کشور همراه با باورهایی سوررئالیستی است. داستان این فیلم، داستان ازلی و ابدی تنهایی و دشواری امرار معاش در سواحل دریای جنوب است؛ جایی که گرسنگی و بیماری دست‌به‌دست هم می‌دهند تا توان انسان سخت‌کوش آن منطقه را محک بزنند. ماجرای این فیلم بر نمایش زندگی «نخلو» متمرکز است و همسر بیمارش «شروه»؛ زنی که «زار» دیگر توانش را بریده و او بر اساس یک باور بومی و قدیمی باید دینش را نسبت به دریا ادا کرده و به توصیه «بابازار»، فرزندی که در شکم دارد را در دریا سقط کند.

ملک‌پور با تسلط بر نمودهای مختلف بیماری «زار» و راه‌های درمان آن، به‌خوبی از پس ایجاد حس باور در تماشاگر برآمده و با استفاده از بازیگرانی توانا چون جهانگیر الماسی، جعفر والی و... عمق نگاه هنری خود را عرضه کرده است. نکته قابل توجه درباره فیلم «باد سرخ»، استفاده بجا از گویش صحیح محلی و شناخت عناصر بومی در معماری شهری است؛ موضوعی که تماشاگر را به‌شکلی جدی‌تر با درون‌مایه اثر درگیر می‌کند.

 

جمیل، ساخته‌ی احمد بخشی

سال ساخت: 1367

داستان فیلم «جمیل»، در یک بارانداز مشرف به دریا و در یکی از بنادر ایران می‌گذرد؛ جایی که شخصیت اصلی فیلم، اتاقی برای گذران زندگی اجاره کرده؛ جایی که بیشتر به یک تبعیدگاه شبیه است تا خانه و کاشانه، چون در همسایگی آن‌ها یک پاسبان بازنشسته و خبرچین و یک تبعیدی سیاسی نیز زندگی می‌کنند. داستان فیلم «جمیل» که در فضای قبل از انقلاب می‌گذرد، داستانی چند‌لایه دارد، مانند حضور استعمار در جنوب کشور و حضور شخصیتی به نام «اسمیت» با کارهای غیر قانونی مانند قاچاق اسلحه، فقر و بیچارگی مردمانی که از راه دریا ارتزاق می‌کنند و تسلط بی‌چون‌و‌چرای دولت بر منابع زندگی‌ساز مردمان حاشیه دریا را نشان می‌دهد؛ محیطی مخوف که کمترین اعتراض می‌تواند آدمی را به اعماق بیچارگی سوق دهد، همان‌گونه که جمیل را سال‌ها محکوم به زندگی در حبس می‌کند.

بخشی از فیلم «جمیل»، ساحت دریا را به‌عنوان نمادی از بخشندگی طبیعت به تصویر می‌کشد، اما همین نماد طبیعت هم از دست‌اندازی سودجویان غریبه در پایمال‌کردن حقوق بومیان ساحل‌نشین در امان نیست. فیلم «جمیل» که در ردیف فیلم‌های انقلابی جای می‌گیرد، در آخر، قیام جمیل در بسیج نیروهای رنج‌دیده و بیرون‌انداختن اسمیت خارجی و دلالان داخلی و پاک‌کردن ساحل دریا به‌عنوان نمادی از کشور را به تصویر می‌کشد.

 

جست‌وجوگر، ساخته‌ی محمد متوسلانی

سال ساخت: 1368

رد پای محمد متوسلانی به سینمای قبل از انقلاب می‌رسد اما او توانست در سینمای بعد از انقلاب هم فعالیت چشمگیری داشته باشد. یکی از فیلم‌هایی که او بعد از انقلاب ساخته، «جست‌وجوگر» است؛ فیلمی با درون‌مایه‌ای عرفانی با محوریت یک ماهیگیر به نام «عبدالله» که عمری در کرانه دریا زیسته و از پهنه وسیع آن استفاده‌ها برده و حالا قصد سفری

دور‌ و‌ دراز دارد.

شخصیت عبدالله که نمادی از دریا و دل دریایی او است، ضمن شباهت‌داشتن به شخصیت‌های کلاسیک در ادبیات ما، صندوقچه‌ی امانتی را به همراه خود دارد که نماد راز و ‌رمز و پیچیدگی‌های مثبت خود او است. او باید صندوقچه را به سرمنزل مقصود برساند اما هم‌سفری به نام «هرماس» صندوقچه‌ را می‌رباید و گره‌های فیلم از همین‌جا آغاز می‌شود. عبدالله در طول سفر گرچه از دریا دل کنده، اما نمودی از عظمت دریا را با خود یدک می‌کشد. او شخصیتی برساخته از دریاست و بخشندگی و امانت‌داری را آن‌گونه که باید و شاید فراگرفته است.

گفتنی است که فیلم‌نامه‌ی «جست‌وجوگر» به نویسندگی اسماعیل خلج و میهن بهرامی، در هشتمین جشنواره فیلم فجر، موفق به دریافت جایزه بهترین فیلم‌نامه و متوسلانی هم نامزد دریافت سیمرغ بلورین بهترین کارگردانی شد.

 

جست‌وجو در جزیره، ساخته‌ی مهدی صباغ‌زاده

سال ساخت: 1369

فیلم «جست‌وجو در جزیره»، نوشته اصغر عبداللهی و حسن قلی‌زاده است و همین امر اعتماد تماشاگر علاقه‌مند به فضاهای بومی جزایر و بنادر جنوب کشور را به همراه دارد. داستان فیلم در جزیره‌ی کیش رخ می‌دهد، جایی که شخصیت اول فیلم یعنی «کارآگاه احمدی‌مطلق» ماموریت دارد چند قطعه پرنده «قوش» که از چنگ قاچاقچیان درآورده را به سازمان محیط زیست تحویل بدهد، اما قاچاقچیان هم که سودای فروش این پرنده نایاب و مورد علاقه‌ی اعراب سرمایه‌دار ساکن حاشیه خلیج فارس را دارند، بیکار نمی‌نشینند. این فیلم که از نعمت حضور بازیگرانی چون خسرو شکیبایی و محمدعلی کشاورز برخوردار است، توانسته در حدود 90 دقیقه تعلیق ‌و ‌گریز و درگیری، درنهایت مخاطب خود را راضی از سالن سینما خارج کند. یکی از شخصیت‌های موثر در این فیلم «ناخدا مرزوق» است که انس و الفت دیرینه‌ای با دریا دارد و بر اساس همین شناخت، کمک‌های شایانی به کارآگاه برای شناسایی خلاف‌کارها می‌کند.

فیلم‌نامه‌نویس‌های صباغ‌زاده باتجربه‌ای مثال‌زدنی از گونه دریایی‌نویسی، توانسته‌اند تصویری شفاف و واقعی از مناطق تحت محاصره آب‌های خلیج فارس ارائه کنند؛ تصویری که از بسیاری ساخته‌های دیگر در این زمینه، قابل قبول‌تر به ‌نظر می‌رسد.

 

بندر مه‌آلود، ساخته‌ی امیر قویدل

سال ساخت: 1371

فیلم سینمایی «بندر مه‌آلود»، فیلمی در ژانر معمایی ـــ پلیسی با پس‌زمینه‌ای موثر از دریاست؛ فیلمی که در زمان اکران توانست نظر منتقدان و داوران جشنواره فیلم فجر را علاوه بر کاندیداکردن شش بخش این فیلم برای دریافت جایزه، به بازی خوب فرامرز قریبیان جلب کند که نتیجه‌اش اهدای بهترین جایزه نقش اول مرد به او بود. علاوه بر این، «بندر مه‌آلود» توانست در زمان اکران خود از نظر جذب تماشاگر هم رکورد بالایی را به ‌ثبت برساند. ساختار لایه‌لایه‌ی فیلم و روایت چند ماجرای موازی در ذیل ماجرای صیاد سالخورده‌ای به نام «تراب» که به ‌ناحق در مظان اتهام قتل جوانی به نام «عبود» قرار گرفته، تصاویری بکر از دو دریای شمال‌ و جنوب ارائه می‌کند که در ‌نوع خود کم‌نظیر است. امیر قویدل به همراه نویسندگان کاربلد خود یعنی اصغر عبداللهی و حسن قلی‌زاده، با استفاده از نماد پُر راز ‌و رمز دریا، پرده از رازهایی برمی‌دارد که دارای تعلیقی ذاتی در روایت هستند. شخصیت‌پردازی دقیق در این فیلم و آشنایی عناصر سازنده به محیط‌های دریایی جنوب و شمال، از آن اثری ساخته که همیشه می‌توان از دیدنش لذت برد.

 

بیا با من، ساخته‌ی مهدی ودادی

سال ساخت: 1371

فیلم «بیا با من»، در زمره فیلم‌های دریایی ـــ خانوادگی قرار می‌گیرد؛ فیلمی که علاوه بر توانایی ارائه صحنه‌های بکر از دریا، در ساخت‌و‌ساز مناسبات خانوادگی هم توان خوبی دارد. ماجرای این فیلم، داستان ناخدایی است که طبق یک ضرورت مجبور می‌شود همسر سابقش را در یک سفر دریایی به مقصد کشور امارات متحده عربی (شهر ـــ بندر دوبی) با خود همراه کند، اما در میانه دریا دستور می‌رسد که آن‌ها مسیر خود را به مقصد بندر «هامبورگ» در کشور آلمان تغییر دهند و کنش‌های واقعی فیلم زمانی رخ می‌دهد که جوانی سیاه‌پوست بدون اجازه در جایی از کشتی پنهان شده است. این فیلم که از حضور بازیگرانی چون مجید مظفری و سیروس کهوری‌نژاد بهره برده، در زمان اکران با استقبال خوبی از سوی تماشاگران مواجه شد.

تسلط کارگردان در شناخت فضاهای دریایی و همچنین هدایت بازیگران متعدد با چند موضوع موازی در یک مکان کوچک را باید از محسنات این فیلم بر‌شمرد. ایجاد تعلیق در موقعیت‌های چندگانه به‌لحاظ تعدد موضوع و کثرت شخصیت‌های تعریف‌‌شده نیز از دیگر خوبی‌های این فیلم است؛ فیلمی که در‌ آخر با پایانی خوشایند می‌تواند همه‌ی گره‌های ایجادشده در داستان را به‌ شکلی باورپذیر باز کند.

 

آخرین‌بندر، ساخته‌ی حسن هدایت

سال ساخت: 1373

حسن هدایت که نام او با ساخت فیلم‌های پلیسی ـــ معمایی گره خورده، در فیلم «آخرین‌بندر»، قدرت خود در پیوند ذهنیت همیشگی با دریا را به نمایش گذاشته است. هدایت با دست‌مایه قراردادن موضوعی تاریخی که ماجرایش در سال 1314 می‌گذرد، دامنه‌های یک اتفاق‌ مهم و ترور چند چهره سیاسی در گراندهتل را به دریای خلیج فارس و شهر بوشهر می‌کشاند. جایی که کارآگاه علوی به دنبال رد پایی از ضاربان می‌گردد و بالاخره موفق می‌شود دستورات قانون را درباره مجرمان اجرایی کند.

فیلم «آخرین‌بندر» که در زمان اکران با موج تازه‌ای از جذب تماشاگر مواجه شد، با دراختیارداشتن بازیگرانی خوب چون احمد نجفی و جمشید هاشم‌پور، توانست نظر هیئت ‌داوران جشنواره فیلم فجر را در سال 1374 به سوی خود جلب کند که نتیجه آن کاندیداشدن فیلم در بخش بهترین چهره‌پردازی برای عبدالله اسکندری، بهترین جلوه‌‌های ویژه برای عباس شوقی و بهترین بازیگر مرد برای جمشید هاشم‌پور بود. به‌تصویر‌کشیدن فضاهای بومی بندر بوشهر و شناخت خوب از محیط‌های دریایی در کنار تعلیق پلیسی روایت فیلم، این اثر را در زمره بهترین کارهای آبی ـــ خاکی سینمای ایران

قرار داده است.

 

به‎ خاطر هانیه، ساخته‌ی کیومرث پوراحمد

سال ساخت: 1373

«به‌خاطر هانیه» یکی از فیلم‌های به‌یادماندنی دهه‌ی 70 سینمای ایران است. ناخدایی به نام «عَلو» همراه با عده‌ای از ماهیگیران به دریا رفته و پس از غرق‌شدن لنج بر اثر طوفان، تنها زنده مانده و الباقی کشته می‌شوند. اهالی روستا، ناخداعَلو را مقصر مرگ بقیه می‌دانند و او و خانواده‌اش را مجبور به مهاجرت به بوشهر می‌کنند؛ اما «بشیرو» پسر ناخداعلو، تن به این تغییر نمی‌دهد و می‌خواهد نذر دمام‌زدن ناخداعلو در شب دهم محرم برای شفای پای معلول هانیه (خواهرش) را ادامه دهد. بشیرو در محرم مامور می‌شود به روستای «تنگک» برود و گهواره‌ی مراسم را به بوشهر بیاورد؛ اما در تنگک خبر آمدن ناخداعلو به همه می‌رسد و بچه‌ها برای انتقام دست‌به‌کار می‌شوند و بشیرو را آزار می‌دهند، اما او با شهامت بسیار گهواره را به مقصد می‌رساند. او که به فکر دمام‌زدن تا صبح است، اتفاقی در انبار «زائرخدر» که وسایل محرم در آن‌جا نگهداری می‌شود زندانی و بدین ترتیب موفق می‌شود که به دمام دست یابد و تا صبحدم دمام بزند و...

پوراحمد در این فیلم از نابازیگرانی استفاده کرده است که بعضی از آن‌ها بعد از بازی در این فیلم به شهرت رسیدند. یکی از معدود بازیگران حرفه‌ای فیلم، مهوش افشارپناه، بازیگر توانای آن روزهاست که نامزد جایزه نقش دوم زن در جشنواره فجر سیزدهم شد. عباس عالی‌زاده، بازیگر نقش «بشیرو» هم نامزد بهترین‌های 40 سال سینمای کودک و نوجوان بعد از انقلاب شد. سکانس پایانی فیلم که با دمام‌زدن عاشقانه‌ی «بشیرو» زیر باران شبانه همراه شده، یکی از بهترین پایان‌بندی‌های تاریخ سینمای ایران است.

 

باران و بومی، ساخته‌ی رخشان بنی‌اعتماد

سال ساخت: 1377

پروژه‌ی «قصه‌های جزیره» که از سوی چند فیلم‌ساز کشور با محوریت «دریا» و «جزیره‌ی کیش» کلید خورد، گرچه پایان خوبی نداشت اما موجبات ساخته‌شدن چند اثر خوب را پدید آورد. فیلم «باران و بومی» که در زمره‌ی ضعیف‌ترین این فیلم‌ها به‌لحاظ پردازش داستانی قرار دارد، کاری از رخشان بنی‌اعتماد، کارگردان شناخته‌شده‌ی امروز ایران است؛ فیلمی با محوریت دختری به نام «باران» که در سفر به جزیره کیش با یک پسر بومی آشنا می‌شود و او برای جلب نظر دختر به صید مروارید می‌رود اما دست خالی بر‌می‌گردد. این فیلم که در چند جشنواره جهانی هم به نمایش درآمد، نگاهی بسیار سطحی به مناسبات دریایی و موضوع تخصصی صید مروارید دارد اما توانسته در تصویر بخش‌هایی از دریا موفق عمل کند. بنی‌اعتماد که فیلم‌سازی خوب در عرصه فیلم‌های خانوادگی است، در «باران و بومی» هم سعی دارد مناسبات خانواده را دخیل کند که البته برای تماشاگر نامانوس از آب درمی‌آید.

این فیلم که از حضور بازیگرانی چون باران کوثری و ابراهیم شیبانی بهره می‌برد، برخلاف دیگر ساخته‌های فیلم‌سازان دیگر در این پروژه، به نگاهی از بیرون به دریا و مناسبات دریایی اکتفا کرده و خالی از هر گونه تاویلات فلسفی از دریاست.

 

تست دموکراسی، ساخته‌ی محسن مخملباف

سال ساخت: 1377

محسن مخملباف که در اغلب کارهایش، تحت تاثیر نوعی سیاست‌ورزی است، در فیلم «تست دموکراسی» هم در همین زمینه گام برداشته است. این فیلم که یکی از آثار ساخته‌شده در پروژه‌ی «قصه‌های جزیره» است، مانند بسیاری از  آثار مخملباف به دنبال اثبات نظریه‌ای شخصی در حوزه سیاست است. ماجرای فیلم درباره کارگردانی است که قرار است فیلمی درباره‌ی دریا بسازد اما او به دلیل نگاه غالب سیاسی‌اش، کار را نیمه‌تمام رها کرده و به تهران می‌آید. گرچه مخملباف توانسته در ارائه تصاویری جاندار و قابل تاویل در پیوند روح دریا و روح سیاست مانند دستور نشستن یا پرواز به پرندگان دریایی و اطاعت بی‌چون‌وچرای آن‌ها از این دستور موفق عمل کند، اما به نظر نمی‌رسد چنین نگاهی باب میل تهیه‌کنندگان فیلم در تعریف پروژه‌ای دریایی باشد.

فیلم «تست دموکراسی» که در خارج از کشور بیش از ایران مورد توجه قرار گرفت، در زمره فیلم‌هایی قرار می‌گیرد که گرچه دریا را در پس‌زمینه خود دارند اما استفاده از عنصر دریا فقط به‌عنوان یک نماد از منظر دیدگاه شخصی مطرح است و نه مناسبات دریایی و مشکلات مردمان درگیر با آن. فیلم «تست دموکراسی» توانست با تمام ساختار نه‌چندان قدرتمند خود، در میان منتقدان جایگاهی خوب دست‌و‌پا کند.

 

سفارش، ساخته‌ی ابوالفضل جلیلی

سال ساخت: 1377

ابوالفضل جلیلی فیلم‌سازی است که دغدغه‌ی پرداختن به مسائل نوجوانان و برخورد و نقش آن‌ها در محیط‌های اجتماعی و خانوادگی را دارد؛ مسئله‌ای که او در ساخت فیلمی همچون «سفارش»، از مجموعه ‌فیلم‌های «قصه‌های جزیره» هم دنبال کرده است. در این فیلم نوجوانی را می‌بینیم که برای کمک مالی به خواهر خود، به دریا می‌زند تا خود را به جزیره کیش برساند و برای رسیدن به هدف خود دست به کاری بزند که در این گیرودار با موضوعات دیگری روبه‌رو می‌شود. جلیلی به دلیل ساختار داستانش کمتر به تصویر دریا توجه نشان داده اما در عوض، ‌نگاهی جامعه‌شناسانه به آدم‌های محروم ساکن ثروتمندترین جزیره جنوبی ایران دارد و همین امر فیلم او را از آثار دیگر ساخته‌شده در این حوزه متمایز می‌کند. قهرمان فیلم جلیلی با نگاه دقیق خود، شخصیتی همسان با خواهرش در جزیره را کشف می‌کند و داستان زندگی او را بهانه‌ای سمبولیک برای پرداختن به داستان زندگی خودش مورد استفاده قرار می‌دهد. این فیلم که در چند جشنواره خارجی نیز به نمایش درآمد و موفقیت‌هایی هم کسب کرد، مانند اغلب ساخته‌های این فیلم‌ساز در داخل کشور چندان مورد توجه قرار نگرفت.

 

عروس آتش، ساخته‌ی خسرو سینایی

سال ساخت: 1378

داستان فیلم «عروس آتش» در جوار منطقه‌ای نزدیک به دریا یعنی جایی در کرانه‌ی رود کارون رخ می‌دهد، نقطه‌ای که عشیره‌ای با باورهای بومی منسوخ‌شده، از دریا به همان‌ شکل غلطی استفاده می‌کنند که از سنت‌های پیشین. راه غلط ارتزاق از دریا یعنی قاچاق و پیوند آن با روح گذشته‌گرای «فرحان» به‌عنوان شخصیت اصلی فیلم که اصرار دارد طبق سنت عشیره با دخترعمویش یعنی «احلام» ازدواج کند، آن‌چنان درهم تنیده‌اند که معجونی گوارا در فیلم‌سازی تولید کرده. «عروس آتش» که در بسیاری از جشنواره‌های داخلی و خارجی ازجمله جشنواره فیلم «کارلوی‌واری» در جمهوری چک و مراسم جشن «خانه سینما» مورد تقدیر قرار گرفت و موفق به‌ دریافت جوایز بهترین تدوین، بهترین بازیگر مرد و بهترین نقش مکمل زن در هجدهمین جشنواره فیلم فجر نیز شد، در زمره‌ی بهترین کارهای زنده‌یاد خسرو سینایی قرار دارد که معرف بازیگری مستعد به نام حمید فرخ‌نژاد هم بود که علاوه بر بازی، نویسندگی فیلم‌نامه را نیز بر‌ عهده داشت.

«عروس آتش» گرچه به شکلی مستقیم به ارائه فضاهای دریایی نمی‌پردازد، اما ذات روایت و انتخاب مکان، یادآور دریایی در نزدیکی است؛ دریایی که ساکنانش با جفا در زمینه‌ی درک ناصحیح سنت‌ها، در درک صحیح از آن هم جفایی غیر قابل ‌بخشش مرتکب می‌شوند.

 

موج مرده، ساخته‌ی ابراهیم حاتمی‌کیا

سال ساخت: 1379

یکی از دستاوردهای فرهنگی در طول هشت سال دفاع مقدس، ظهور گونه‌ای از فیلم‌سازی به نام سینمای جنگ بود؛ سینمایی که توانست به ‌ضرورت زمان، خیلی زود جایگاهی در‌خور برای خود دست‌‌و‌پا کند. یکی از فیلم‌سازانی که در این‌ گونه‌ی تازه از سینما توانست خود را ثابت کند، ابراهیم حاتمی‌کیاست؛ فیلم‌سازی که در فیلم «موج مرده» به دریادلان رزمنده در پهنه دریا توجه نشان داد.

سردار مرتضی راشد، با بازی پرویز پرستویی، عزم خود را جزم می‌کند تا به ناو هواپیمابر آمریکایی ضرب شست نشان دهد، اما مشکلی خانوادگی در این میان سد راه او است و او باید در دو جبهه علیه دشمن و فرزندش که در سودای عاشقی قصد فرار از کشور از راه دریا را دارد، بجنگد. او که در دوراهی حفظ کیان خانواده با حفظ کیان کشور گیر کرده است، مجبور می‌شود برای بهترانجام‌دادن ماموریتش به نفع کشور، دست به اقداماتی علیه فرزند شرور خود بزند و او را موقتا در یک کشتی به‌گل‌نشسته حبس کند.

حاتمی‌کیا که کارنامه‌ای قابل قبول در کار فیلم‌سازی دارد، عبور موفق از فیلم داستان در داستان «موج مرده» را هم به این کارنامه اضافه می‌کند؛ فیلمی که می‌توان از آن به‌عنوان یکی از بهترین فیلم‌های دریایی با موضوع جنگ نام برد.

 

واکنش پنجم، ساخته‌ی تهمینه میلانی

سال ساخت: 1381

دریا از نگاه بسیاری از هنرمندان حوزه‌های مختلف به‌مثابه نوعی گریزگاه سمبولیک به تصویر کشیده شده و پناه‌بردن به آن، چه به قصد گریختن از یک موقعیت و چه به قصد انتحار و چه به قصدی نامعلوم، همواره در مرکز توجه پدیدآورندگان آثار هنری قرار داشته و تهمینه میلانی در فیلم «واکنش پنجم» از چنین دیدگاهی استقبال کرده است. داستان فیلم ماجرای شخصیتی به نام «فرشته» است که قصد دارد فرزندانش را بعد از درگذشت همسرش برای خود نگه دارد، اما پدر همسرش به دلایل شخصی مخالف قضیه است. فرشته یک بار تلاش می‌کند از طریق یکی از بنادر جنوبی، جان خود و بچه‌هایش را نجات دهد و به کشور امارات متحده عربی (شهر ـــ بندر دوبی) برود، اما در این کار موفق نمی‌شود و بار دیگر خود را به بندر بوشهر می‌رساند که شاید بتواند این کار را انجام دهد. فرشته با بازی نیکی کریمی در مقابل بازی جمشید هاشم‌پور در نقش پدر همسر، گرچه نمی‌تواند قانون مردسالار را به نفع خود تغییر دهد، اما پهنه‌ی دریا را چند بار به قصد گریز از موقعیت فعلی آزمایش می‌کند.

«واکنش پنجم» فیلمی خوش‌ساخت در استفاده از پس‌زمینه دریا به‌عنوان تنها منجی سمبولیک آدم‌های به تهِ خط رسیده است؛ فیلمی که در گیشه نیز موفقیت‌های چشمگیری

 کسب کرد.

 

بچه‌های هور، ساخته‌ی عبدالله باکیده

سال ساخت: 1384

عبدالله باکیده که نامی آشنا در زمینه‌ی ساخت آثار سینمایی و تلویزیونی مربوط به وقایع جنگ ایران و عراق است، در مجموعه‌ی تلویزیونی «بچه‌های هور»، از عنصر و نماد دریا در جنوب کشور بهترین استفاده را کرده است. پیوند یک نزاع خانوادگی و قومی و پیش‌کشیدن موضوع انسانی بخشش، با آغاز جنگ ایران و عراق و کنارگذاشتن مشکلات داخلی به نفع رویارویی با دشمن اصلی، محور این مجموعه است. رویارویی شخصیت «هاشم» با قاتل پدرش در میانه‌ی دریا و وسوسه انتقام باعث می‌شود که تعلیق روایی داستان به سمت‌و‌سویی دیگر گرایش پیدا کند و دریای متلاطم بیرون از قایق با روح متلاطم هاشم درهم گره می‌خورند و صحنه‌هایی عالی به وجود می‌آورند. هاشم برای اجتناب از دخالت ازدواج خواهرش با برادر مقتول، راهی به‌جز پناه‌آوردن به دریا ندارد، اما این گریزگاه موقت او به‌محض چهره‌به‌چهره‌شدن با آدمی که از او کینه‌ی پدرکشتگی دارد، کاملا به‌هم می‌ریزد. در مجموعه‌ی «بچه‌های هور» چندین موضوع اصلی و چندین موضوع فرعی وجود دارد که فیلم‌ساز همه آن‌ها را درنهایت به نفع پرداختن به مبارزه با عراقی‌ها به پایانی خوش می‌رساند.

 

گلوگاه شیطان، ساخته‌ی حمید بهمنی

سال ساخت: 1389

«گلوگاه شیطان» فیلمی اکشن در زمینه جنگ است، فیلمی که با به‌تصویرکشیدن چند غواص متبحر در ردیف فیلم‌های آبی ـــ خاکی قرار می‌گیرد. حمید بهمنی در این فیلم، مقدمات عملیات والفجر هشت و جان‌فشانی یک گروه از نیروهای شناسایی را تصویر کرده که با مشکلات زیاد و دادن چند شهید، راه را برای هرچه بهتر‌انجام‌شدن عملیات باز می‌کنند. صحنه‌های آبی این فیلم که در خطرناک‌ترین گلوگاه آبی متصل به دریای خلیج فارس اتفاق می‌افتد، به‌شدت برای تماشاگر مهیج است؛ به‌خصوص صحنه‌هایی که در آن عملیاتی خاص علی‌رغم هیاهوی دریا باید در سکوت کامل انجام شود. فیلم «گلوگاه شیطان» گرچه در بعضی موارد به سینمای هالیوودی در نگاه به جنگ نزدیک می‌شود، اما در پایان می‌تواند خود را از ورطه سینمای کلیشه بیرون بکشد و مخاطبش را راضی از سالن سینما به بیرون بفرستد.

فیلم «گلوگاه شیطان» که از نعمت همکاری بازیگری پرطرفدار چون جمشید هاشم‌پور برخوردار است، توانست معرف چند چهره مستعد بازیگری چون محمد حاتمی و جعفر دهقان هم باشد. این فیلم که با خیل طرفداران در گیشه مواجه شد، سرفصل ساخته‌شدن فیلم‌هایی دیگر در همین ژانر و گونه‌ی سینمایی بود.

 

همسنگار، ساخته‌ی احسان عبدی‌پور

سال ساخت: 1390

«همسنگار»، فیلمی در ژانر جنگی و موقعیت دریایی است؛ فیلمی که بیش از یک‌چهارم داستانش در میان آب‌های متلاطم خلیج فارس می‌گذرد. ایجاد یک موقعیت جنگی و ساخت شخصیت‌هایی که قصد دارند جان دیگران را از مهلکه جنگ نجات دهند، کاری است که در ژانرهای گوناگون سینمایی تکرار شده اما نگاه احسان عبدی‌پور و تمرکزش بر دریا، کار او را تا‌ حدودی از دیگران متمایز کرده‌ است. ناخدایی که قصد دارد در آغاز جنگ تحمیلی عراق با ایران، گروهی از افراد سالخورده و کودکان را از راه دریایی و از مقصد آبادان به سمت بوشهر ببرد، در میانه‌ی راه با مشکلاتی دیگر نیز مواجه می‌شود. عبدی‌پور توانسته با هدایت صحیح و باورپذیر، به سوی فهمی منطقی با موضوع فیلم حرکت کند و لحظه‌هایی دلهره‌آور همراه با لذت را برای مخاطب خلق کند. «همسنگار» در ذات خود فیلمی تلخ است اما تماشاگر در آخر حس می‌کند که سهم حسی خود از سوی گروه فیلم‌ساز را دریافت کرده است.

نکته قابل توجه در این فیلم این است که از بازیگران شناخته‌شده و به قول معروف ستاره خبری نیست و صددرصد بازیگران از چهره‌های جوان و ناآشنا هستند که توانسته‌اند در عین گمنامی، اهداف کارگردان جوان بندر بوشهری را به ثمر برسانند. صحنه‌ی بمباران لنج توسط هواپیماهای عراقی، یکی از ماندگارترین صحنه‌های جنگی در فیلم‌های ساخته‌شده در ایران است.

 

پی‌22، ساخته‌ی حسین قاسمی جامی

سال ساخت: 1392

حسین قاسمی جامی در فیلم «پی‌22» به سراغ موضوعی عاطفی و جنگی رفته است. او با دست‌مایه قراردادن یک داستان خانوادگی، نقبی به جنگ ایران و عراق در پهنه‌ی دریا زده و با پیوند حسی آدم‌های بازمانده از جنگ و روح شهیدان آن واقعه، کاری قابل توجه ساخته است. 

فرزند یکی از فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران، در شب عروسی خود ناپدید می‌شود و به محل شهادت پدرش می‌رود. هم‌سنگر قدیمی پدر عروس که متوجه این غیبت می‌شود، رد پای داماد را تا محل شهادت پدرش دنبال می‌کند اما در این میانه ماجراهایی تازه مطرح می‌شود. این فیلم که علاوه بر بازیگرانی چون افسانه بایگان، هادی ساعیِ تکواندوکار را هم در اختیار دارد، دارای کششی قابل قبول در به‌تصویرکشیدن صحنه‌های دریایی و یادآوری لحظه شهادت 

«ناخدا محمدی» است.

قاسمی جامی در این فیلم نشان داده است که ابزار ساختن فیلم‌های جنگی را می‌شناسد و نزدیک‌شدن به فضاهای دریایی را بی‌جهت انتخاب نکرده است. «پی‌22» ازجمله فیلم‌های دریایی است که با محوریت یک داستان واقعی ساخته شده و دربردارنده‌ی تصویر حضور موثر ارتش در جنگ تحمیلی است.

 

جزیره رنگین، ساخته‌ی خسرو سینایی

سال ساخت: 1393

داستان فیلم «جزیره رنگین»، اقتباسی آزاد است از فعالیت دکتر احمد نادعلیان در جزیره‌ی هرمز. نادعلیان یک هنرمند محیطی است که چند سال پیش به آن جزیره رفته، بیغوله‌ای ویران را خریده و آن را به موزه‌ای برای نمایش آثار هنری مردم بومی جزیره تبدیل کرده است. علاوه بر این، کارگاهی تدارک دیده و به اهالی علاقه‌مند جزیره یاد داده که چگونه می‌توانند با بهره‌گیری از خاک‌های رنگارنگ جزیره، نقاشی کنند و آثار خود را برای فروش به گردشگران ایرانی و خارجی ارائه دهند. حاصل این فعالیت آن است که امروز کسانی که از این کارگاه‌ها بهره برده‌اند، می‌توانند با فروش آثارشان به گردشگران، شرایط اقتصادی بسیار بهتری را برای خود و خانواده‌شان فراهم کنند. بدیهی است که این فعالیت از طرف یک «سرحدی» (جنوبی‌ها به فردی می‌گویند که از اهالی بومی آن بندر یا جزیره نباشد)، در ابتدا با سوءظن و مخالفت افرادی از اهالی بومی جزیره مواجه شود و برخوردهایی را به وجود آورد؛ اما پس از حدود 10 سال، نقاشی روی شیشه با خاک‌های رنگین جزیره به یک هنر اجتماعی تبدیل شده که گردشگران بسیاری را از سایر شهرهای ایران و کشورهای دوردست برای دیدار از جزیره‌ی هرمز جلب کرده است. «جزیره‌ی رنگینِ» زنده‌یاد سینایی، به همین موضوع و دیگر جذابیت‌ها و ظرفیت‌های گردشگری جزیره هرمز می‌پردازد و به‌جز مهدی احمدی که در تعدادی از فیلم‌های قبلی سینایی هم بازی کرده، بقیه‌ی بازیگران بومی جزیره هستند.

 

من، پدرم، دریا، ساخته‌ی مهرداد خوشبخت

سال ساخت: 1394

مهرداد خوشبخت نیز مانند برخی از سینماگران دیگر، به سراغ موضوعی جنگی با محوریت ارتش رفته است. او در این فیلم، شخصیتی را به نمایش می‌گذارد که همراه با پدرش، با هدف تصویربرداری از عملیات انتقال نفت توسط نفتکش‌های خودی به کشورهای دیگر، راهی دریا می‌شود. «پارسا» که همواره از لحاظ دیدگاه شخصی با پدرش تفاوت دارد، در این سفر، به شجاعت پدرش در برابر دزدان دریایی پی می‌برد و تازه شخصیت او را کشف می‌کند. 

«من، پدرم، دریا» شاید نخستین فیلم ایرانی در زمینه‌ی پرداختن به دزدی دریایی نباشد، اما بدون شک در زمره بهترین‌هاست. صحنه‌های درگیری با دزدان دریایی که در فضایی بسیار دور از آب‌های کشور رخ می‌دهد، در مقایسه با بسیاری از فیلم‌های کشورهای دیگر با همین موضوع، بسیار حساب‌شده و دقیق از آب درآمده است. تسلط کارگردان به حوزه عملیات‌های نظامی دریایی و همچنین به‌تصویرکشیدن نظم و انضباط نظامیان ارتش در دل آب‌های خروشان و عمق اصالتشان در حفظ و پاسداشت مرزهای آبی، از این فیلم، فیلمی قابل باور ساخته که تماشاگرش را راضی نگه می‌دارد. داریوش فرهنگ، زنده‌یاد حسن جوهرچی، حسین مهری و... از بازیگران این فیلم دریایی هستند.

 

هندی و هرمز، ساخته‌ی عباس امینی

سال ساخت: 1396

فیلم‌های زیادی در زمینه‌ی نقد کودک‌همسری و ازدواج‌های اجباری تاکنون ساخته شده، اما فیلم مورد بحث به دلیل دارابودن فضایی دریایی و تعلق داستان به یک جزیره در آب‌های جنوب کشور، از اهمیت بیشتری برخوردار است.

عباس امینی در فیلم «هندی و هرمز»، به سراغ نقل روایت دو نوجوان به نام‌های «هرمز» و «هندی» رفته؛ آدم‌هایی بی‌پناه که طبق سنتی قدیمی و به خواست والدینشان با هم ازدواج کرده‌اند اما روزبه‌روز از جهان کودکانه‌ی خود جدا افتاده و اختلافاتشان بیشتر و بیشتر می‌شود. فیلم ساختار نسبتا خوبی دارد و دارای نمودهایی از دریاست که تاکنون کمتر به وجه نمادین آن‌ها توجه شده است. این فیلم که در ردیف فیلم‌های هنری قرار می‌گیرد، توانست نام سازنده‌ی خود را به‌عنوان فیلم‌سازی با نگرش نو به سینمای دریا به ثبت برساند. فیلم به گونه‌های مختلف در پی القای این ذهنیت است که دو نوجوان فیلم هم مانند بسیاری از موجودات دریا یا موجودات در محاصره‌ی دریا، به دلیل بی‌توجهی‌های عاطفی و اقلیمی در حال نابودی کامل هستند. امینی ذات محرومیت نگاه به دریا را با وجهی سمبولیک به شخصیت‌هایش گره می‌زند و نماهایی موثر و بکر از این موضوع ارائه می‌دهد. |

۲۹ خرداد ۱۴۰۰ ۱۲:۱۴
کد خبر : ۵۴,۴۸۴

ارسال نظرات

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید